دکتر محمدحسن علایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با تأکید بر لزوم فهم دقیق حضور باشکوه و حماسی مردم در دفاع از انقلاب اسلامی و میهن عزیزمان و البته تبعیت از مقام معظم رهبری ابراز داشت: بیش از ۷۰ شب از حضور متوالی مردم سرافراز و غیور ایران اسلامی در میادین و خیابانهای کشورمان میگذرد، و حتی پس از اعلام ناگهانی آتشبس موقت و تحقق عینی زمزمههای مذاکره، همچنان آهنگ حضور ایشان کم و بیش با همان شور و اشتیاق حفظ شده است.
وی افزود: این حضور کم نظیر و بلکه بی نظیر آن هم وسط جنگ تمام عیار با دشمن متجاوز، و در دل انواع و اصناف تخریبها و تهدیدها، و البته زیر آتش گستردهی روایتهای رسانههای معاند، آغاز و تا به امروز تداوم یافته است، فلذا جامعهشناسی ایرانی علی رغم ثبت و رصد این حضور متداوم، میبایست در تحلیل و تبیین چرایی و چگونگی آن و تحلیل طبقاتی اقشار حاضر در آن پیشقدم میگردید و به رغم وجود تمایزات بسیار در سنخ شناسی مسئله با زمینهمندی جامعهشناسی به مثابه یک دیسیپلین و دیسکورس غربی و البته از حیث مواجهه با یک پدیدار اجتماعی حائز اهمیت، درصدد بر میآمد که به مطالعه، توصیف، و حتی کشف و ابداع نقطهنظرات روششناختی و مدلسازی از منظر نظریه پردازی توفیق یابد که مع الاسف در این ایام کمتر شاهد چنین مساعی ارزشمندی در میان اصحاب علوم اجتماعی ایران هستیم.
وی همچنین با اشاره به لزوم تبیین جامعهشناختی حضور مردم به معنای اخصّ کلمه گفت: این مساله از یک منظر برآمده از تحلیل دادههای حاصل از مشاهدهی مشارکتی در میدان تحقیق میباشد که امید است به تمهید یک ابزار مفهومی در جهت تبیین جامعهشناسی این کنش جمعی ایرانیان در این شرایط خطیر منجر شود.
علایی ادامه داد: فراوانیهای جامعه آماری این پژوهش چه از حیث تنوع و تکثر جنسیتی و چه از حیث ترکیب جمعیتی، و چه از منظر تحلیل طبقاتی، عموما شامل مردان و زنان میانسال و مسن، دختران و پسران در ردههای سنی کودک، نوجوان و جوان و اکثرا در همراهی با والدین میشود که غالبا از طبقات متوسط به پایین و اقشار آسیبپذیر میباشند و با اختلاف بالایی در کنار معدود افراد متجدد، به نحو اغلبی و تیپیکال مشتمل بر بدنهی سنتی و مذهبی جامعه بوده و اکثرا با حجاب چادر برای بانوان میباشد که قسم شاید اندک از آن هم طبعاً به افراد شاغل در سازمانها، نهادهای دولتی و دستگاه بروکراتیک دولت مربوط میشود.
وی افزود: این بدین معناست که جامعهشناسی حضور از نوعی تداوم در بازتولید انسان انقلابی در دهههای متمادی بعد انقلاب حکایت دارد که با هر درصدی از کل جامعه، به عنوان بدنهی وفادار، هنوز حاملان همان آرمانها و ارزشها و اعتقادات و ایدئولوژیها هستند که آن را از نسل پدران و مادران انقلابی سال ۵۷ و البته تحت سازوبرگهای ایدئولوژیک حاکمیت به ارث بردهاند. فلذا می توان گفت که تقریبا از همان نظام ارزشی پیشین تبعیت میکند با همان نمادها و قهرمانها و اسطورههای ملی و مذهبی. فلذا این بدنهی اجتماعی وفادار و به اصطلاح پای کار میتواند و باید به عنوان یک سرمایهی اجتماعی موثر برای تقویت و تحکیم حاکمیت ملی و انسجام اجتماعی در ایران تلقی گردیده، ظرفیت ارزشمند آن در عبور کشور از پیچهای تاریخی که -جنگ اخیر و وضعیت اینجایی و اکنونی ما شاید مصداق اتم آن باشد- به معنای واقعی کلمه حفظ و حراست گردد.
این جامعه شناس همچنین در خاتمه گفت: خوشبختانه قاطبهی این مردم که عرصه خیابان را ترک نکرده اند به هیچ وجه به دنبال غیریتسازی با سایر سلایق و سبکهای زندگی موجود در جامعه نیستند و ای بسا خود را جان فدای ایران و سپربلای میهن عزیزمان نیز میدانند که رسانههای اجتماعی بایستی در ترسیم سیمای ایشان و روایت حماسهای که با جان و دل میآفرینند بیش از پیش همت بگمارند.










نظر شما